الف) قلمرو مکانی تحقیق:
از نظر مکانی گستره تحقیق اداره و شعبه های بانک توسعه تعاون استان تهران و مدرسان بانک می باشد.
ب) قلمرو زمانی تحقیق:
از نظر زمانی گستره تحقیق سنجش واکنش فراگیران و مدرسان بانک توسعه تعاون در برنامه آموزش الکترونیکی سال 1391 می باشد.

ج) قلمرو موضوعی تحقیق:
موضوع تحقیق در حوزه MIS (سیستمهای اطلاعاتی مدیریت) و دانش یادگیری سازمانی و آموزش سازمانی است که از روسای ادارات شعب و شعب و مدرسان بانک توسعه نظر خواهی شده است.
1-9- جامعه و حجم نمونه:
جامعه آماری این تحقیق شامل روسای اداره ها و شعبه های بانک توسعه تعاون استان تهران که بر اساس آخرین آمار 73 نفر رییس اداره و شعبه ها و 20 نفر مدرسان بانک توسعه تعاون که در بانک مشغول به فعالیت می باشند انتخاب گردیده است که برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد.
1- 10- محدودیت ها و مشکلات تحقیق:
1- احتمال عدم همکاری برخی از مدیران درگیر در تحقیق
2- تازگی موضوع با توجه به قلمرو موضوعی و مکانی تحقیق
3- عدم امکان اجرای مراحل 2، 3 و 4 مدل در میان جامعه آماری
فصل دوم
ادبیات تحقیق
مقدمه:
امروزه پیشرفت و توسعه سازمان ها و مؤسسات در گرو ارتقاء سطح دانش، مهارت و بینش منابع انسانی است. بر همین اساس شاهد هستیم که اغلب مؤسسات و سازمانهای پیشرو بیش از پیش توجه خود را به آموزش و بهسازی منابع انسانی معطوف داشته اند. این مهم اصولاً در قالب برنامه ریزی آموزشی مدون، کوتاه مدت یا دراز مدت به اجرا در می آید. در این راستا، هر برنامه آموزشی از نظر علمی، سه مرحله مستقل و در عین حال مرتبط به هم داراست.
این مراحل عبارتنداز:
الف- برنامه ریزی
ب- اجرا
ج- ارزشیابی(جباری،1381).
در این فصل ادبیات و پیشینه تحقیق به طور جامع و مانع مرور شده و مؤلفه ها و ابعاد مختلف ارزیابی اثربخشی آموزش مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در ابتدای بحث به تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور پرداخته شده و در ادامه به مبانی نظری آموزش سازمانی بر حسب کلید واژه های عنوان تحقیق گذاری شده است.
2-1- تحقیقات انجام شده در ایران
ایزدی(1371)تحقیقی را در زمینه”بررسی کارایی و اثربخشی آموزش های ضمن خدمت معلمان مقطع کاردانی رشته آموزش ابتدایی در سطح استان مازندران”با تعیین میزان اثربخشی آموزش های ضمن خدمت انجام داد. نتایج حاصله از این تحقیق نشان داده که آموزش ضمن خدمت باعث افزایش دقت در افراد، میزان همکاری و ارتباط بین معلمان با یکدیگر، با مدیریت مدرسه، با دانش آموزان و اولیاء آنان شده است. بر اساس نتایج این تحقیق مهارت تفکر برای حل مشکلات درسی و غیر درسی دانش آموزان و افزایش در توانایی تدریس معلمان نیز از تاثیرات دیگر این آموزش ها در افراد می باشد.
انصاری(1372) در تحقیقی با عنوان ارزیابی برنامه های آموزشی بانک مرکزی در ارتباط با افزایش مهارتهای شغلی در فاصله سالهای 1357-1370 به این نتیجه رسید که:
1. آموزش ضمن خدمت در بانک مرکزی در افزایش معلومات مرتبط با کار مؤثر است.
2. آموزش ضمن خدمت در بانک مرکزی در افزایش سرعت کار مؤثر است.
آموزش ضمن خدمت در بانک مرکزی در افزایش دقت در کار مؤثر است و در نهایت اینکه آموزش ضمن خدمت در بانک مرکزی موجب افزایش مهارتهای شغلی کارکنان می شود.
بهرام زاده(1374)در تحقیقی به “بررسی اثربخشی آموزش های علمی-کاربردی در مقطع کاردانی در مقطع کاردانی اداری- مالی کارکنان شرکت برق منطقه ای غرب”پرداخته است. نتایج حاصله از استخراج داده ها و نتیجه نهایی هر فرضیه نشان می دهد که تفاوت معناداری بین نظرات کارکنان آموزش دیده و سرپرستان مستقیم آنها راجع به اثربخشی دوره های آموزشی در هر یک از متغییرهای مورد بررسی وجود نداشته است.
بازرگان(1374)در مطالعه ای به بررسی روش های ارزیابی تأثیر دوره های آموزشی ضمن خدمت معلمان پرداخت. در این مقاله الگوی سیپ به عنوان مناسب ترین الگو برای ارزیابی تاثیر دوره های آموزشی معرفی شده است، زیرا بوسیله این الگو ابتدا با استفاده از ارزیابی زمینه می توان به نیازسنجی درباره نیازهای آموزشی پرداخت و بر اساس آن هدف های آموزشی دوره های آموزشی ضمن خدمت را ارزیابی کرد. پس از آن با اطمینان خاطر از مناسب بودن هدف های دوره های آموزشی به ارزیابی تأثیر آنها پرداخت.
محمودی، مرضیه(1377)در تحقیقی که تحت عنوان “بررسی اثربخشی برنامه های آموزش ضمن خدمت کارگران صنعت نفت اهواز از دیدگاه کارگران و سرپرستان در سال 1377″انجام داد به این نتیجه رسیده است که آموزش های ضمن خدمت تغییر مطلوبی در روش انجام کار در کارگران بوجود آورده، نیازهای آموزشی کارگران را از نظر سازمان تأمین نموده و موجب رضایت خاطر و ارتقاء بهره وری کارکنان شده است. همچنین دوره های آموزشی موجب کاهش صدمات و آسیب ها ناشی از کار شده است و در مجموع اثربخشی آموزش های ضمن خدمت را تایید نموده است.
بلادر، فرهاد(1378) تحقیقی تحت عنوان”بررسی تاثیر دوره های آموزش ضمن خدمت مربیان مراکز آموزش کشاورزی درکارایی آنان در سال1378″ انجام داده به این نتیجه رسیده است که توانایی مربیانی که در دوره های آموزش ضمن خدمت شرکت کرده اند در تدریس، آگاهی استفاده از منابع مورد تدریس، اداره کلاس، حل مشکلات درسی و غیر درسی دانش آموزان بیشتر است. و در مجموع اثربخشی دوره های آموزش ضمن خدمت را تأیید نموده است.
بابایی(1379)در تحقیقی که تحت عنوان”ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی ضمن خدمت کارگری شرکت پارس خودرو در سال1379″ انجام داد به این نتیجه رسیده است که آموزش بر بهبود عملکرد شغلی کارکنان تأثیر داشته، بهره وری کارکنان را افزایش داده و در کاهش حوادث و سوانح حین کار و افزایش خشنودی شغلی کارکنان تأثیر داشته و سبب افزایش آمادگی کارکنان در انجام وظایف همراه با مشارکت و همکاری شده است و در کل آموزش های ضمن خدمت اثربخش بوده است.
خلخالی رضا در سال 1379 به ارزیابی جامع آموزشگاهی بر اساس مدل ارزیابی سیپ پرداخته است. در این پژوهش براساس مدل سیپ (زمینه، درونداد، فرایند و برونداد) به ارزیابی جامع مرکز آموزشی دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه صنعت نفت محمدآباد پرداخته شده است و برای هر کدام از این حوزه ها عوامل و ملاک های تعیین شده و بر اساس آنها شاخص تعیین گردیده است و سپس به ارزیابی مرکز آموزشی مذکور پرداخته شده است .
اسماعیل قوام(1380)تحقیقی با عنوان”ارزشیابی تاثیر دوره های آموزش ضمن خدمت بر عملکرد کارکنان گمرک ایران در سالهای 78-75 به منظور برنامه ریزی و استفاده از نتایج حاصل از ارزشیابی جهت بهبود اثربخشی دوره های آموزشی” در سال 1380 انجام داد. در این پژوهش هدف اصلی ارزشیابی اثرات آموزش های ضمن خدمت بر عملکرد کارکنان گمرک ایران بوده و اینکه آیا آموزش های ضمن خدمت در تربیت و تأمین نیروی انسانی ماهر و متخصص و همچنین ارتقاء و بهبود عملکرد افراد شاغل در سازمان مؤثر بوده است یا خیر؟ نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده های تحقیق در هریک از دو گروه دوره های آموزش ضمن خدمت کارکنان فرضیه های تحقیق را تأیید می نمایند.
در تحقیقی که بوسیله ابطحی(1382) به منظور ارزیابی برنامه های آموزشی مبتنی بر رایانه در یکی از شرکت های داخلی انجام شده از الگوی کرک پاتریک استفاده شده است. ارزیابی این مجموعه از برنامه ها در ابعاد واکنشی(رضایت کارکنان)،یادگیری (تغییرات دریکی از ابعاد دانش، نگرش و مهارت)، رفتاری (میزان انتقال مطالب آموخته شده به محیط کار) ونتایج (از قبیل کاهش ضایعات، افزایش کیفیت تولید و افزایش میزان بهره وری شغلی) صورت گرفته است. یافته های این تحقیق نشان داد که ارزیابی سطح اول حاکی از کم بودن میزان رضایت فراگیران از این برنامه بود، درسطح دوم که از گروه کنترل و گروه آزمایش استفاده شده حاکی از وجود تفاوت معنادار بین این دو گروه بود. برای ارزیابی دو سطح آخر، ارزیابی رفتار و نتایج شاخص های مربوط به این سطوح حدود سه ماه بعد از اتمام برنامه مورد بررسی قرار گرفت که حاکی از معنادار نبودن تفاوت در این شاخص ها بود.
وهاب (1385) در مطالعه ای تحت عنوان “بررسی اثر بخشی و کارایی دوره‏های آموزش ضمن خدمت بانک مسکن از دیدگاه رؤسای و کارکنان شعب تهران” نشان داد که، کارایی و اثربخشی دوره‏های آموزش برگزار شده از نظر کارکنان و رؤسای شعب، در زمینه اساتید مورد استفاده در جهت تدریس در دوره‏های آموزشی در حد مطلوب بوده است؛ همچنین در زمینه کارایی اهداف و اصول، ساختار دوره‏های آموزشی درحد متوسط ارزیابی گردیده است. پژوهشی دیگر بوسیله توسلی و همکاران(1386). با عنوان اثربخشی دوره های آموزش ضمن خدمت بانک کشاورزی در افزایش دانش فنی کارشناسان کشاورزی بانک انجام شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده که دوره های آموزشی در میزان دانش فنی کارشناسان در حد متوسط مؤثر و مفید بوده است.
قهرمانی (1387)در مطالعه ای با عنوان”ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی شرکت برق منطقه ای باختر از دیدگاه دانش آموختگان و مدیران مستقیم آنان و ارائه راهکارهای اصلاحی”به ارزیابی اثربخشی برنامه های آموزشی شرکت برق منطقه ای باختر پرداخته است. گزارش این تحقیق حاکی از آن است که محدوده اجرای این طرح، شرکت های تحت پوشش برق منطقه ای باختر و نمونه ها شامل کلیه کارکنانی بوده که در سال 1383 در دوره های آموزشی شرکت مذکور حضور داشتند. افزون بر این، مدیران مستقیم آنان نیز بخش دیگری از نمونه های پژوهش را شامل می شدند.هدف اصلی اجرای این پروژه، شناسایی میزان اثربخشی دوره های آموزشی برگزار شده و شناخت نقاط قوت و ضعف فرآیند برنامه ریزی و اجرای دوره ها به منظور ارائه راهکارهای اصلاحی مناسب بود. به همین منظور پرسش های پژوهشی این تحقیق بر اساس الگوی چهار سطحی ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی “کرک پاتریک” تدوین شد و مبنای طراحی و ساخت ابزارهای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز قرار گرفت.نتایج طرح نشان دهنده وجود اثربخشی در دوره های آموزشی در حد نسبتاً مطلوب می باشد. با وجود این برخی از ابعاد و جنبه های دوره های آموزشی برگزار شده از نواقص و کاستی هایی نیز برخوردار بوده است(عباسیان،1390)
خراسانی و دوستی(1390) در تحقیقی به ارزیابی میزان رضایت و اهمیت عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزش های الکترونیکی از دیدگاه کارکنان در بانک سامان پرداخت.هدف از این پژوهش، ارزیابی میزان اهمیت چهار فاکتور فن آوری، محتوا، مدرس و شیوه های یادگیری بر میزان اثربخشی دوره های الکترونیکی و نیز میزان رضایت از آنها از دیدگاه کارکنان بود. جامعه آماری شامل 110 نفر از کارکنان بانک سامان در سراسر ایران، که در دوره های الکترونیکی برگزار شده در سال 1390 شرکت کرده اند، بود. از بین این افراد به روش نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه ای به تعداد 86 نفر طبق جدول مورگان انتخاب گردید. پژوهش حاضر از لحاظ هدف تحقیق، کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی مقطعی می باشد. ابزار اصلی گردآوری داده ها، منابع کتابخانه ای و پرسش نامه محقق ساخته دو وجهی در مقیاس لیکرت بود. داده های به دست آمده از پرسش نامه ها با استفاده از آماره های آمار توصیفی (میانگین، درصد، فراوانی، انحراف معیار) و آمار استنباطی (خی دو، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون ناپارامتری فریدمن) با کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از تحلیل های انجام شده نشان داد که هر چهار عامل نامبرده، در اثربخشی دوره های الکترونیکی نقش کلیدی دارند که به ترتیب اولویت عبارت اند از: کیفیت و شیوه های یادگیری با ضریب همبستگی 0.699، نوع فن آوری با ضریب همبستگی 0.654، محتوای دوره های الکترونیکی با ضریب هبستگی 0.573 و مدرس با ضریب همبستگی .0.398
غلام پور(1391)در تحقیقی با عنوان”ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی کوتاه مدت مهارتهای کارآفرینی بر دانشجویان و دانش آموختگان استان مازندران” به ارزیابی اثربخشی آموزش پرداخت. هدف از اجرای پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی کوتاه مدت مهارتهای کارآفرینی بر دانشجویان و دانش آموختگان استان مازندران بود. بنابراین، پس از مروری جامع بر متون مربوط در قالب روش تحقیق کتابخانه ای و میدانی از پرسشنامه ای با ضریب پایایی 0.95 به منظور جمع آوری داده ها و اطلاعات استفاده شد. همچنین جامعه آماری شامل 1511 نفر از دانشگاهها، مراکز کارآفرینی، اداره کار و امور اجتماعی و جهاد دانشگاهی استان مازندران و نمونه آماری با توجه به محدودیتهای موجود 214 نفر بود. نتایج آزمون آماری فریدمن و تحلیل مدل معادلات ساختاری به ترتیب نشان دادند که حداقل یک زوج از رتبه های میانگین اثرگذاری ابعاد مختلف متغیرهای تحریک انگیزه ها، پرورش ویژگیها و آموزش مهارتها، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند و کلیت مدل معادله ساختاری متغیرهای تبیین کننده اثربخشی دوره های آموزشی دانشجویان و دانش آموختگان استان مازندران نیز تأیید شده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

سراجی و همکاران(1392)در تحقیقی به تعیین ملاک های سنجش اثربخشی دوره های آموزش مجازی حوزوی پرداختند. هدف کلی این پژوهش تعیین ملاک های سنجش اثربخشی دوره های آموزش مجازی حوزوی است. آموزش های حوزوی ماهیتاً و از جهات مختلف با آموزش های شغلی و دانشگاهی تفاوت دارد و از این رو برای سنجش اثربخشی آن ها باید به این تفاوت های بارز توجه نمود. پژوهش حاضر بر اساس این ایده تلاش می کند با استفاده از روش شناسی پژوهشی کیفی و از طریق نظریه مبنایی چارچوبی برای سنجش اثربخشی دوره های آموزش مجازی حوزوی ارائه کند. شرکت کنندگان در این پژوهش 15 نفر از دست اندرکاران مجرب و متخصص در زمینه آموزش های مجازی حوزوی هستند که در مؤسسه های آموزش حوزوی و حوزه های علمیه مستقر در شهر قم مشغول به کار هستند. ابزار جمع آوری داده های پژوهش، مصاحبه اکتشافی و نیمه ساختاریافته بوده است. تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی صورت گرفت. در مرحله کدگذاری باز 114 کد شناسایی و سپس شش مقوله مهم ایجاد شد. با چرخش های مکرر در مصاحبه ها، یک مقوله اساسی منتج گردید. بر اساس یافته های این پژوهش برای سنجش اثربخشی آموزش های مجازی حوزوی در لایه عمومی (سطحی) باید به شش مقوله شامل؛ ارزش های بنیادین آموزش های حوزوی، غایت های آموزش مجازی حوزوی، طراحی برنامه درسی، ویژگی های استاد، ویژگی های یادگیرنده (طلبه) و نتایج نگرشی و رفتاری توجه نمود که با توجه به ارزش های بنیادین حاکم بر فضای آموزش های حوزوی مجازی از ارتباط متقابل بین این عوامل شش گانه یک خصیصه مهم روحیه طلبگی اولویت پیدا می کنند. این ویژگی به عنوان لایه خاص (عمیق) در سنجش اثربخشی آموزش های حوزوی باید مدنظر قرار گیرد. ویژگی حس طلبگی دربرگیرنده مؤلفه های خرده تر مانند؛ کنجکاوی معرفتی و دینی، ساده زیستی، مهارت های تبلیغی، رعایت حرمت استاد، دریافت حس باطنی و یادگیری مداوم است.
2-2- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
در تحقیقی که تراپنیل در سال 1984در زمینه آموزش ضمن خدمت انجام داد. نتایج تحقیق او نشان داد که آموزش ضمن خدمت باعث کاهش هزینه های گوناگون در سازمان، کاهش میزان استعفا و ترک خدمت و میزان غیبت کارکنان، افزایش دانش تولید، افزایش کیفیت کار کارکنان و افزایش رضایت شغلی کارکنان شده است.
استیل آلتمن7(1985)به بررسی کاربرد آموزش بهعنوان محرکی برای بهبود اثربخشی سازمانی پرداخت. این پروژه دریک مؤسسه حومه شهر تورنتو و انتاریو، بر روی 60 کارمند انجام گرفت.ارائه آموزش تخصصی و تشکیل کمیته آموزشی به عنوان هدف نهایی انتخاب شدند. در طی این فرآیند، برای کارکنان یادگیری‏هایی وجود داشت و بر روی سازمان تأثیراتی بر جای گذاشت. اعضای گروه، روش‏های جمع آوری اطلاعاتشان را بهبود بخشیدند و به مهارت‏های برنامه ریزی منظمی دست پیدا کردند.برای مثال در وظایف عملیاتی جدید، روش یاد دادن فرآیندها رفتار آگاهانه تر در نتیجه آموزش تخصصی و سایر پویایی ‏های سازمان که از تجانس بیشترین سیستم‏های غیر رسمی و خارجی منتج می‏شوند.
مکلن8و دیگران(1986)در تحقیقی تحت عنوان ارزیابی و بهبود مربوط به پروژه خدمات با استفاده از مدل ارزیابی CIPP به ارزیابی تأیید و اثربخشی آموزش خاص مربوط به انجام خدمات پرداخته اند و اظهار کردند که مدل CIPP رویکرد مناسبی برای این کار بوده است.
ریچاد سان سون(1987)تحقیقی در زمینه توسعه و بررسی سیستم ارزیابی اثربخشی آموزشی پرداخت که می تواند در هر برنامه آموزشی در صنعت مورد استفاده قرار گیرد. سیستم ارزیابی اثربخشی سه عنصر عمده است:1- اهداف ارزیابی اثربخشی،2- ابزارهایی اندازه گیری اثربخشی و 3- گزارش ارزیابی.ابزارهای ارزیابی سه دسته اند:رضایت شغلی،یادگیری وعملکرد.گزارش ارزیابی شامل آن دسته اطلاعاتی است که مدیران آموزشی باید بطور قطعی تصمیم بگیرند .گزارش ارزیابی شامل موارد زیر است :
1- نیازهای اولیه شغلی کارکنان
2- اهداف عملکرد
3- پیشنهاد یک راه حل معتبر
4- خلاصه ای از اثربخشی آموزشی
5- خلاصه ای از ارزیابی
6- اصلاح طرح

پال دیویس(1990)در دانشگاه ایلونز جنوبی به بررسی اثربخشی آموزش ضمن خدمت در زمینه شایستگی های فنی و شغلی پرداخت. این بررسی برآن بود تا اثربخشی یک برنامه آموزش ضمن خدمت را در زمینه هدف هایی که آموزگاران کودکان استثنایی تدوین کرده اند، ارزیابی کند.
در سال 1994 شرکت xerox به منظور ایجاد سیستمی که میزان یادگیری کارکنان را تعیین کند آغاز بکار کرد. آنان از مدل کرک پاتریک بعنوان پایه و اساس کار استفاده کردند. اثر کسب و کار از طریق ارزیابی نیازها، طراحی، توسعه و منابع معین شد. استانداردهای صلاحیت و شایستگی توسعه یافت، کارکنان بوسیله خود ارزیابی از طریق این استانداردها و با استفاده از مقیاس های رفتاری مورد بررسی قرار گرفتند. از آنجا که اولین پیامد یادگیری بود، در سه سطح ارزیابی انجام شد، که با نیت اصلی نیروی کار و انتقال آموزش فرا گرفته شده به شغل مورد ارزیابی قرار گرفت. با این سیستم کارکنان می توانند استاندارد های شایستگی خود را بالا ببرند. اگر چه این ابزار برای پاداش یا تشویق بکار نرفته است، ولی بسیار توسعه دهنده است و کارکنان را آماده می کند که بتوانند در محیطی رها از ترس و استرس رشد یابند. این سیستم نه تنها برای شرکت xerox در افزایش سطوح شایستگی مفید است بلکه در رضایت شغلی کارکنان نیز تاثیر دارد.
در سال 1991 تامپسون(Thompson) به ارزیابی اثربخشی دو رویکرد تدریس هنر،(برنامه درسی سنتی کارگاهی و برنامه درسی ضابطه مند با روش تدریس علمی) در سطح مدارس متوسطه در منطقهNorth Georgia پرداخت. او این دو برنامه را بوسیله روش گروه کنترل با پیش آزمون و پس آزمون مورد بررسی قرار داد. جامعه آماری او 39 نفر از دانش آموزان پایه هفتم بود. بر اساس نتایج تحقیق گروه کنترل نمره بالایی در تفکر خلاق و فعالیت هنری و اشتیاق به برنامه درسی نشان دادند و این بیان کننده این موضوع بود که برنامه درسی سنتی کارگاهی یک روش موثر برای تدریس مهارتهای تفکر خلاق می باشد.
در سال 2000 تایلر مارجیوریدر تحقیقی به طراحی ابزاری برای ارزیابی واکنش مشارکت کنندکان و سرپرستان آنان به اثربخشی برنامه های آموزشی محل کار در دلتای می سی سی پی پرداخت. این تحقیق در دو مرحله یا گام انجام گرفت. گام اول تدوین و طراحی ابزاری برای ثبت واکنش مشارکت کنندگان و سرپرستان نسبت به اثربخشی برنامه های آموزشی بود، گام دوم شامل آزمایش ابزار طراحی شده در دو دانشکده محلی بود. نتایج گام دوم برای مقایسه پاسخ مشارکت کنندگان در برنامه آموزشی و سرپرستان بکار برده شده است. براساس نتایج مطالعه اثربخشی برنامه های آموزشی ضمن کار را می توان بلافاصله با استفاده از ابزار طراحی شده برای تحقیق ارزیابی نمود اما اثربخشی بیرونی دوره ها نمی توان بلافاصله بوسیله ابزار طراحی شده برای مطالعه، ارزیابی کرد.
نتایج پژوهش گارسیا و همکاران (2004) دردانشگاه تگزاس باعنوان بررسی میزان استفاده اعضای هیأت علمی ازاینترنت نشان داد که میزان استفاده اعضاى هیأت علمى جوانتراز اینترنت بیشتراست . همچنین برخى از اساتید از فناورى اطلاعات استفاده نمى کردند ،زیرا بعضی ازآنان معتقد بودند که روشهاى قدیمى و سنتى آموزش ،تأثیر و کارآیى بیشتر و بهترى دارند وبعضی دیگر نمى خواستند براى یادگیرى اینترنت زمان صرف کنند. در این تحقیق همبستگى منفى و معنى دارى بین میزان موانع موجود در مسیراستفاده از اینترنت ومیزان استفاده اعضاى هیأت علمى از این فناورى مشاهده شد.
در تحقیقی که توسط پت واردان9 (2008)، با هدف ارزیابی برنامه‏های آموزش ضمن خدمت سازمانی انجام شد، مدل سه بعدی برای ارزشیابی دوره‏های آموزش ضمن خدمت ارائه شده است که شامل بررسی عوامل قبل از آموزش، درونداد‏ها و عوامل بعد از آموزش است. در این تحقیق 125 نفر از افراد که دوره‏های فنی و نظری را گذارنده بودند مشارکت داشتند. ابزار‏های گردآوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه و نیز روش بازخورد و انجام مصاحبه با فرادستان بود. نتایج این پژوهش نشان داد که این برنامه‏ها نتایج مثبتی داشته اند و علاوه بر آن محققین ادعا می‏کنند که مدل سه بعدی قابل کاربرد در سایر جاها (جوامع) است.
هانگ10 و همکاران (2009)، در تحقیق خود در یک برنامه آموزش همزمان الکترونیکی نشان دادند که برای ارتقای این برنامه‏ها باید به عوامل مؤثری چون: انگیزش کارکنان، نگرش آنها نسبت به اینترنت، توانمندی‏های فنی آنها در زمینه رایانه و تجربه‏های قبلی کارکنان توجه کرد. همچنین در تحقیقی دیگر لیم11 و همکاران(2007)، عوامل مربوط به طرح برنامه آموزش بر خط را مهمترین عامل در اثربخشی دوره‏های الکترونیکی می دانند.
نتایج تحقیق ونگ و ژی12 (2009)، در زمینه تأثیر محیط جالب و برانگیزاننده بر اثربخشی آموزشی نشان داد که برگزاری کلاسهای آموزشی در محیطی جذاب و برانگیزاننده بیشترین تأثیر و تسهیلات رفاهی کمترین تأثیر را در اثربخشی دوره‏های آموزش دارد. همچنین یافته‏ها نشان دادند که ارزشیابی مستمر را موثقی برای اطمینان از ارتقای اثربخشی دوره‏های آموزشی است.
نتایج تحقیق ویلیامز13 (2010)، درباره نقش مدرس یا مربی در اثربخشی دوره‏های آموزش نشان داد که تخصص و توانایی علمی بالای مدرس در این زمینه بسیار موثر است. و ماهیت آموزش‏های کارکنان و متخصصان به نحوی است که مربی باید از تخصص و صلاحیت حرفهای بالایی برخوردار باشد.
پیروگ و کیوکو14 (2010) در مطالعه ای با هدف ارزیابی برنامه‏های ارتقای آموزش در کشور باربادوس15 که جامعه آنها مدارس بخش آموزش این کشور بود، به این نتیجه رسیدند که در ارزیابی‏های دوره‏های آموزشی تغییراتی صورت گرفته است. به عبارت دیگر سیستم‏های ارزیابی در برنامه‏های آموزشی نسبت به قبل دچار تغییر و تحولاتی شده اند که با توجه به تغییر و تحولات کنونی و محیط پویای سازمان‏ها قابل پیش بینی است. آنها پیشنهاد می‏کنند که با توجه به شرایط حاکم بر سازمان‏ها سایر بخش‏های سیستم نیز باید متناسب با نیازمندیهای بخش آموزش در آن مشارکت داشته باشند.


دیدگاهتان را بنویسید