فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در علم جمعیت شناسی بررسی سیر تحولات و تغییرات یک جمعیت در طول زمان را با توجه به پدیده های باروری، مرگ و میر و مهاجرت تعیین می کنند . میزان باروری متاثر از عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، جمعیت شناختی ، بیولوژیک و حتی جغرافیایی است. با وجود کاهش باروری در کل کشور و تلاش برای جلوگیری از کاهش بیشتر آن شناخت دقیق عوامل موثر بر باروری ضرورت دارد. با وجود پژوهش های گوناگون که در گوشه و کنار جهان در جهت نیل به هدف فوق صورت گرفته هنوز بسیاری از این عوامل و یا میزان اثر گذاری آن ها به طور کامل مشخص نیست و این نشان دهنده ضرورت انجام مطالعات و بررسی های بیشتر در این زمینه است(حسینی،1392) .
بحث در خصوص رابطه جمعیت و توسعه مبحثی قدیمی و دامنه دار است . موضع مسط در این باره پس از مالتوس این بوده است که افزایش جمعیت به خصوص اگر سریع باشد تاثیر منفی بر توسعه به خصوص توسعه اقتصادی دارد . پس از جنگ جهانی دوم با کاهش سطح مرگ و میر و ثبات نسبی باروری و در نتیجه افزایش سریع و بی سابقه جمعیت کشورهای کمتر توسعه یافته موضوع مزبور تقویت شد . و با توجه به سیاست های جمعیتی مقابله با افزایش جمعیت در سطح جهانی و ملی اتخاذ شد . در چند دهه اخیر باروری در بیشتر کشورهای در حال توسعه سیر نزولی داشته و در تعدادی از این کشورها به سطح جانشینی نزدیک شده است و در بعضی به زیر سطح جانشینی افتاده است ( سرایی ،1383 ). گرچه به دلیل بالا بودن نرخ باروری در اکثر کشورهای در حال توسعه کوشش در تقلیل باروری معمولاً مطلوب و مفید به نظر می رسد . کاهش بسیار سریع باروری ممکن است ساختار سنی جمعیت را در جهت سالخوردگی تغییر دهد و به این ترتیب علاوه بر کاستن از نسبت جمعیت فعال و مولد ، جامعه را با هزینه های مالی و بهداشتی برای یک جمعیت سریعا رو به سالخوردگی مواجه سازد . بنابراین مطلوب است که هر کشور با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی آن در مقطعی خاص از زمان به این موضوع توجه کند( زنجانی و همکاران ،1384) . بنابراین در سالهای اخیر ، تحولات جمعیت شناختی چشمگیری در دنیا رخ داده است می توان گفت یکی از مهمترین این تغییرات کاهش بی سابقه باروری در تمام مناطق دنیا بوده است (برید1، 20011) که به موازات این تحولات جمهوری اسلامی ایران نیز تغییرات گسترده ای را تجربه کرده است . بطوریکه طی سه دهه گذشته میزان باروری در ایران به طرز حیرت انگیزی کاهش یافته است . باروری کل یا تعداد فرزندان زنده ای که انتظار می رود هر زن در طول دوران باروری خود به دنیا آورد از حدود 3/6 در سال 1365 به 6/2 در سال 1375 رسیده است که نشان دهنده بیش از 50 درصد کاهش است . کاهش رشد جمعیت کشور طی سالهای اخیر همچنان ادامه خواهد یافت به طوری که نرخ رشد جمعیت از 62/1 در سال 1385 به 29/1 در سال 1390 رسید. در واقع از سال 1385 به بعد میزان باروری کل به زیر سطح جایگزینی نسل نزول یافت ( مرکز آمار ایران، 2012).
بر اساس اظهارات متعدد از سوی مسئولین طی 20 سال آینده از سال 2025 رشد جمعیت ایران به زیر یک درصد کاهش خواهد یافت . بر این اساس رشد جمعیت طی سالهای اخیر با کاهش محسوسی همراه بوده است و انتظار می رود این رقم در دو دهه آینده نیز همچنان ادامه یابد . طبق اعلام بانک جهانی نرخ رشد جمعیت ایران از سال 2025 به زیر یک درصد خواهد رسید و جمعیت ایران در سال 2025 به 99/ درصد کاهش خواهد یافت . این گزارش حاکی است رشد اقتصادی ایران طی سالهای 2005 تا 2009 بطور متوسط 67/1 درصد خواهد بود که طی دو سال اخیر این رقم 58/1 درصد بود . بانک جهانی تخمین می زند رشد جمعیت ایران طی سالهای 2010 تا 2014 به 59/1 درصد کاهش یابد . افزون بر این رشد جمعیت طی سالهای 2015 تا 2019 نیز به 32/1 درصد طی سالهای 2020 تا 2024 به 13/1 درصد کاهش خواهد یافت ( کلانتری و همکاران ،1389: 104-83) .
آمارها نشان می دهد که در سال 1390 در بیشتر استانهای کشور میزان باروری کل در حد زیر سطح جانشینی بوده است . حال آنکه سیاست های جمعیتی در صدد ثابت نگه داشتن جمعیت بود ، به طور متوسط بایستی هر زن 1/2 فرزند می داشت تا پس از مرگ پدر و مادر حداقل دو فرزند جانشین آنها گردد . با توجه به کاهش نرخ باروری کنونی در چهار دهه آینده ایران به کشوری سالخورده تبدیل شده و از درون دچار فروپاشی جمعیت می گردد . بی شک تداوم نرخ باروری با سیر کنونی باعث کاهش جمعیت فعال و بالا رفتن هزینه های سالمندی می شود . لازم به ذکر است در مقایسه با سایر کشورها نرخ باروری در ایران در سال 2010 از بیشتر کشورهای اسیایی، اروپایی و آمریکای لاتین کمتر بوده است ( آیت اللهی،1391؛به نقل از مباشری و همکاران،1392 ).

مروری بر تحقیقات پیشین
بررسی پیشینه تحقیق به تعریف و تحدید مسئله کمک می کند و یافته های تحقیق را به پژوهش های قبلی متصل می سازد . در هر تحقیق با بررسی تحقیقات انجام شده توسط دیگران از اهمیت خاصی برخوردار است . زیرا راه گشای کار پژوهشگر در امور پژوهشی هستند و می توان از نقاط قوت یافته های تازه مطالعاتشان استفاده کرد و از نقاط ضعف و معایب آنها پرهیز کرد . هم چنین می توان در ساختن فرضیات و متغیر ها از آنها استفاده نمود . هرچند در زمینه گرایش به باروری تحقیات کمی خصوصاً در کشورهای خارجی صورت گرفته است اما با توجه به سیاست های جدید دولت مبنی بر افزایش فرزند آوری لزوم تحقیق بررسی در این زمینه احساس می گردد . در ایران تحقیقاتی محدودی مبنی بر گرایش به فرزند آوری و باروری و عوامل دخیل در آن انجام گرفته است که در پژوهش حاضر به طور جامع تر به این مهم پرداخته می شود .

تحقیقات داخلی
از آنجا که در سالهای اخیر افزایش موالید به عنوان برنامه سیاستمداران شناخته شده بعضا تحقیقاتی در کشور صورت گرفته که به برخی از آنها در اینجا اشاره می شود .
پژوهشی توسط کلانتری و همکاران (1389) ، با عنوان بررسی جامعه شناختی گرایش به فرزندآوری و برخی عوامل مرتبط با آن در شهر تبریز انجام شده است . نتایج حاکی از آن بود که بین گرایش به فرزندآوری و متغیر مشارکت اجتماعی رابطه معنادار مثبت وجود داشت و بین گرایش به فرزندآوری و پذیرش اجتماعی رابطه خطی معناداری احتساب نشد . طبق نتایج این تحقیق بین گرایش به فرزند آوری و گرایش دینی همبستگی معناداری مشاهده گردید. یعنی افرادی که دارای گرایش دینی بالایی بودند علاقه مندی بیشتری به فرزندآوری داشتند و با توجه یافته ها بین گرایش به فرزندآوری و منافع اقتصادی رابطه معکوس وجود دارد . یعنی هرچقدر والدین بیشتر به دنبال منافع اقتصادی خود بودند به همان میزان از گرایش آنها به فرزندآوری کاسته می شد(کلانتری و همکاران ،1389) .
پژوهش دیگری توسط عنایت و پرنیان ( 1392) ، تحت عنوان مطالعه رابطه جهانی شدن فرهنگی و گرایش به فرزندآوری انجام گرفته است . نتایج این پژوهش بیانگر این بوده است که تقریباٌ 29 درصد زنان دارای گرایش به فرزندآوری می باشند . بر اساس نتایج آزمون همبستگی نیز بین تمامی مؤلفه های جهانی شدن فرهنگی شامل: فناوری نوین داده ای و ارتباطاتی ، نگرش نقش جنسیتی ، آگاهی از وسایل پیشگیری از بارداری ، استفاده از موبایل و مشتقات آن و فرد گرایی ، ارتباط معنی دار و منفی با متغیر گرایش به فرزندآوری وجود دارد . یافته های مستخرج از رگرسیون چند متغیره نیز نشان داده است که چهر متغیر فناوری نوین داده ای و ارتباطاتی ، فرد گرایی ، نگرش نقش جنسیتی و استفاده از موبایل و مشتقات آن در مجموع توانسته اند 3/26 درصد از تغییرات متغیر گرایش به فرزندآوری را تبیین کنند( عنایت و پرنیان،1392) .
تحقیقی توسط شوازی و خواجه صالحی (1392)، تحت عنوان سنجش تأثیر استقلال ، مشارکت اجتماعی و تحصیلات زنان بر تمایل به فرزندآوری در شهر سیرجان انجام گرفته است . نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین متغیر های استقلال و تمایل به فرزندآوری با کنترل متغیر های اقتصادی و اجتماعی (تحصیلات ، مشارکت اجتماعی و وضعیت اشتغال ) معنا دار نیست. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون لجستیک بیانگر این بود که از میان متغیر های مختلف، متغیر تحصیلات زنان و مشارکت اجتماعی زنان نقش تعیین کننده ای در تبیین تغییرات متغیر وابسته دارد به گونه ای که با افزایش این دو عامل تمایل به فرزندآوری کاهش می یابد . علاوه بر این دو متغیر سن زنان و تعداد فرزندان در رابطه با متغیر تمایل به فرزندآوری از قدرت تبیین بالایی برخوردارند( شوازی و خواجه صالحی ، 1392) .
پژوهشی توسط کشاورز و همکاران (1392) با عنوان بررسی عوامل مؤثر برفاصله بین ازدواج و فرزندآوری در شهر اصفهان انجام گرفته است . مهمترین یافته های پژوهش نشان داد که بین سن زن در هنگام ازدواج و تأخیر در فرزندآوری رابطه منفی و معنادری وجود دارد و با توجه به سطح معناداری بدست آمده فرضیه تأیید شده است . در واقع هرچه سن زنان در هنگام ازدواج بیشتر باشد ، تأخیر در فرزندآوری کمتر است . فرضیه دیگری که اثبات گردیده است تأثیر قدرت زن در خانواده می باشد که مهمترین نقش در تأخیر فرزندآوری در خانواده داشته است (کشاورز و همکارا،1392) .
تحقیق دیگری توسط محمودیان و رضائی (1391) تحت عنوان زنان و کنش کم فرزندآوری در یک مطالعه موردی به این نتیجه رسیدند که خود – حمایتی مهمترین مقوله و معنای ذهنیتی زنان در استدلال برای کم فرزندآوریشان است. یعنی پیش فرض اساسی در کنش کم فرزندآوری زنان در این منطقه حمایت از خود جسمانی ، اجتماعی و روانی است(محمودیان و رضائی،1391) .
تحقیق دیگری توسط میر محمد صادقی و همکاران(1389) ، تحت عنوان عوامل اقتصادی – اجتماعی و جمعیت شناختی مؤثر بر باروری در مناطق روستای شهرستان نجف آباد صورت گرفته است . یافته های تحقیق نشان می دهد که در برخی از سنین طول دوره ازدواج ، تعداد مرگ و میر فرزندان ، تعداد سقط جنین و وسعت اراضی قابل استفاده ی روستا (تخمین اندازه) تأثیر مثبت بر باروری دارد. در صورتی که سن زن در اولین زایمان، فواصل زایمان، سطح تحصیلات زن و شوهر و دارا بودن بیمه تأثیر منفی بر باروری دارند (میر محمد صادقی،1389) .
پژوهشی توسط کبودی و همکاران (1392) با عنوان الگوی تصمیم گیری فرزندآوری به صورت یک مطالعه کیفی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه جمع آوری گردیده است . نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تصمیم فرزندآوری یا فرزند نیاوردن به صورت تصادفی شکل نمی گیرد بلکه مبنای این تصمیم گیری ، رفع یا کاهش یک سری نیازهای درک شده است . نیاز به فرزندآوری لزوماً به معنای تمایل قلبی افراد برای داشتن فرزند نیست بلکه فرد تصور می نماید داشتن فرزند (دیگر) می تواند بخشی از نیازهای درک شده او را کاهش دهد . دو مقوله ی نگرش فرد به پیامد های فرزندآوری و هنجار های درک شده نیز شرایط علی نیاز درک شده به فرزندآوری هستند . پس از درک نیاز در صورتی فرد قصد فرزندآوری می نماید که کنترل بر شرایط پس از فرزندآوری را مناسب ارزیابی نماید(کبودی ،1392) .
تحقیقی دیگر که توسط نقدی و زارع (1392) با عنوان بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر باروری زنان حاشیه نشین انجام گرفت نشان داد که باروری با سن ازدواج ، طول مدت ازدواج ، سابقه زندگی در حاشیه و تعداد مطلوب فرزندان همبستگی معناداری دارند . همچنین متغیر های ترجیح جنسیتی ، نگرش در مورد استفاده از وسایل پیشگیری ، تحصیلات ، رضایت از زندگی زناشویی و خواستگاه اجتماعی نیز اثر معنی داری روی باروری داشته است . اما تأمین اجتماعی ، احترام اجتماعی ، فاصله گذاری بین موالید و شغل اثرشان بر باروری معنی دار نبوده است . بر اساس یافته های تحلیل رگرسیون مشاهده شد که از بین 8 متغیر فاصله ای وارد شده در معادله دو متغیر تقدیر گرایی و طول مدت ازدواج روی هم رفته به عنوان مهمترین عوامل ، 62 درصد تغییرات باروری را تبیین می کنند . به طور کلی نتایج نشان می دهند که باروری در مناطق حاشیه نشین با متن شهر همگرا شده است(نقدی و زارع،1392) .
پژوهشی توسط اسلاملو و همکاران(1392)، با عنوان نگرش زوج های در شرف ازدواج به باروری متعاقب سیاست های تشویقی فرزندآوری در کشور انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که تعداد فرزندان ایده آل و نیز فرزند دلخواه در اغلب زوج ها کمتر از 2 بود که تفاوتی بین دو جنس وجود نداشت . برای افرادی که جنس فرزند برایشان مهم بود، جنس پسر از اولویت بیشتری برای هر دوی زنان و مردان برخوردار بود . در مورد تمایل برای افزایش تعداد مورد دلخواه فرزند به تبع سیاست های تشویقی باروری کشوری تنها2/18 درصد از مردان و 6/9 درصد از زنان تمایل خود را در این ارتباط اعلام کردند که بی میلی زنان بیشتر از مردان بوده است . برخورداری از تحصیلات دانشگاهی و در حال تحصیل بودن و زندگی در خانواده های کوچکتر منجر به تمایل به داشتن فرزند بیشتر می شود . یافته تأیید کننده تغییر قابل توجه رفتار باروری زوج های ایرانی است که تا حد زیادی ناشی از تغییرات عمده ارزشی و نگرشی آن ها در زمینه ترجیحات باروری شامل تعداد و جنس ایده آل و دلخواه بوده و به نظر می رسد تغییر سیاست های باروری کشور تأثیر قابل توجهی در تغییر نگرش زوج ها ایجاد نخواهد کرد( اسلاملو و همکاران،1392) .
تحقیقی که توسط مباشری و همکارانش در سال 1392 با عنوان تعیین مهم ترین عوامل تأثیر گذار بر الگوی باروری خانواده های تک فرزند و بدون فرزند شهرستان شهر کرد انجام گرفت . به این نتیجه رسید که بین نمره نگرش افراد با سن ، سن ازدواج مدت زمان زندگی مشترک و تحصیلات رابطه معنی دار و مستقیم وجود داشت . بیشترین درصد افراد (3/83 درصد) افزایش هزینه ها و فشار اقتصادی و کمترین درصد(3/8 درصد) ترس از سقط مکرر و مرده زایی را دلیل عدم تمایل به فرزندآوری ذکر کرده بودند . سه عامل افزایش هزینه ها و فشار اقتصادی ، عدم وجود حمایت ها و تسهیلات رفاهی از جانب دولت برای فرزندآوری و نگرش غلطی که داشتن فرزند بیشتر نشانه فرهنگ اجتماعی ضعیف تر است ، از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر فرزندآوری می باشد(مباشری،1392) .
پژوهش دیگری که توسط پیلتن (1392) با عنوان عوامل مؤثر بر تمایل به فرزندآوری بین زنان 15-49 ساله مراجعه کننده به مراکز درمانی و بهداشتی شهرستان جهرم انجام گرفت نشان داد که بین جامعه پذیری جنسیتی و تمایل به فرزندآوری رابطه معناداری وجود دارد . بعلاوه بین نوع تغذیه و تمایل به فرزندآوری نیز رابطه معناداری وجود داشته است . بین سطح تحصیلات زنان و تمایل به باروری تفاوت معنادار وجود دارد (پیلتن ،1392) .
حق شناس (1389) در پژوهشی به بررسی تأثیر عوامل اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی بر رفتار باروری در ارومیه پرداخت . یافته های پژوهش بدین قرار بود که : به دلیل اثر قوی و معنادار سطح تحصیلات زنان ، این متغیر به عنوان مهمترین عامل و سرعت دهنده اصلی در کاهش باروری پایدار در ارومیه ملاحظه گردید . اثر اشتغال بر روی شاخص تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده از نظرآماری معنی دار نگردید . سن زنان در اولین ازدواج تأثیر معناداری روی شاخص سنجش رفتار باروری داشته و جهت تاثیر منفی بوده است ، زمانی که این متغیر را به عنوان متغیر کنترل و جانبی وارد تحلیل نموده ، به لحاظ آماری تغییر چشمگیری در رابطه با سطح تحصیلات زنان و باروری آنان حاصل نگردید(حق شناس،1389) .
نوروزی(1390) در مطالعه ای به بررسی تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر میزان باروری زنان در ایران پرداخت . این پژوهش به روش پیمایشی صورت گرفت که یافته ها نشان داد که : اول اینک سطح تحصیلات والدین بویژه مادران و کاهش مرگ و میر فرزندان از مؤثرترین عوامل در کاهش میزان باروری زنان در ایران می باشد . بالا رفتن سن ازدواج زنان ، شهرنشینی، اشتغال زنان درخارج از منزل ، نوگرایی و بهبود وضعیت زندگی، از دیگر عوامل مؤثر بر کاهش باروری زنان در ایران می باشد . همچنین با افزایش هزینه کل خانوار ، باروری زنان (در گروه های با درآمد پایین) افزایش می یابد. در گروه های با درآمد بالا با افزایش هزینه کل خانوار باروری زنان کاهش می یابد . به علاوه اشتغال والدین در گروه کشاورزی با بالاتر بودن میزان باروری زنان همراه است(نوروزی ،1390) .

تحقیقات خارجی
از آنجا که در کشورهای توسعه یافته زمان طولانی تری نسبت به ایران در فرایند کاهش موالید به سر می برند لذا انتظار می رفت که شاید تحقیقات بیشتری در این زمینه لحاظ شده باشد لذا در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود .
برناردی2 و همکاران(2007) مطالعه ای با عنوان تأثیر عوامل اجتماعی بر باروری انجام دادند . هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روابط شخصی بر تصمیمات باروری در کشورهای صنعتی غربی بود . به این منظور روش ترکیبی تحلیل کمی شبکه و مصاحبه کیفی مورد استفاده قرار گرفتند . یافته های این تحقیق نشان داد که رهیافت شبکه اجتماعی می تواند برای تبیین شکل گیری تمایلات باروری در یک کشور اروپای غربی به کار رود . به علاوه ارزیابی ذهنی پاسخ گویان از روابط خاص و تجربه ها ، رفتارها و نگرش های طرف های آنها در شبکه ، برای درک اثرات ساختارهای شبکه ای خاص بسیار مهم است(برناردی،2007ریال به نقل از صیمکانی زاده،1393).
توگانده3 (1998) به بررسی تأثیر اشتغال زنان بر باروری در مناطق شهری نیجریه پرداخته است وی این بحث را به میان می آورد که به دو دلیل اشتغال زنان تأثیر منفی مداومی را روی باروری در آفریقا آنطور که در کشورهای پیشرفته دارد ، ندارد . اول آنکه سازمان گسترده خانواده در آفریقا مادران را برای پرورش فرزندان متعددی مهیا می کنند . دوم آنکه با وجود ساختار پدر سالار اکثر جوامع آفریقایی زنان تمایل کمی به گفت و گو در مورد اتخاذ تصمیم راجع به تعداد فرزندانی که می خواهند که این امر به دلیل کنترل شوهران و یا وابستگان شوهر در فرایند باروری است (توگانده ،1998؛ ؛ به نقل از شیری و بیداریان،96:1388).
لم4 (2007) در مطالعه خود به این نتیجه رسید که تغییر موقعیت زنان از طریق اشتغال ، تحصیلات عالی ، مشارکت در تصمیم گیری های خانواده و مشارکت در فعالیت های اجتماعی تأثیر معناداری بر کاهش باروری دارد . بر اساس این تحقیق زنانی که در تصمیم گیری های خانواده استقلال بیشتری دارند در تصمیمات باروری نیز از قدرت بیشتری برخوردارند و درباره کاربرد وسایل پیشگیری قدرت بحث و مذاکره با همسرانش را دارند.
مورتی5 (2002) با استفاده از تحلیل توصیفی داده های موجود در مطالعات پیشین ، تغییرات باروری را در آسیا و چند کشور آفریقایی مطالعه می کند . در این مطالعه در کشور هند و چین به عنوان شواهدی برای کاهش نرخ باروری کل در آسیا بررسی می شوند . در کشور هند ، عامل تحصیلات زنان با باروری رابطه منفی و عواملی چون تمایل به داشتن فرزند پسر بیشتر و مرگ و میر کودکان ، با آن رابطه مثبت دارند. در آفریقا ، شهرنشینی عامل مهم کاهش باروری محسوب می شود و اعتقاد بر این است که تأثیر عواملی مانند درآمد ، مرگ و میر کودکان ، برنامه های تنظیم خانواده و سقط جنین بر باروری نیاز به پژوهش بیشتری دارد .
در تحقیقی که در کانادا توسط جنیفر6 (2000) انجام گرفت مشخص شد که طی سالهای اخیر میزان باروری بسیار کاهش یافته و حتی زیر حد جایگزینی بوده است و عوامل متعددی در کاهش تعداد فرزندان نقش داشتند. عواملی که ارتباط مستقیمی با تعداد فرزندان داشتند ، در برگیرنده مواردی از جمله تحصیلات کمتر از دبیرستان، داشتن همسر بیکار و تصور خوب تا عالی از سلامتی بودند .
کرزر و وایت7 (2008) ، در پژوهشی با عنوان مسیر ایتالیا به سوی باروری خیلی پایین ، با روش تحلیل طولی ، عوامل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی را که باعث افت شدید باروری در این کشور بوده مورد بررسی قرار داده است . وی دلایل کاهش باروری در این کشور را روی آوردن به شیوه های زندگی مدرن دنیوی می داند . این نتیجه بر اساس نظریه های ISDT بوده که جابه جایی ارزش ها و فرهنگ از دو جهت اشاره می کند . ابتداحرکت خانواده از خانواده گرایی به فرزندگرایی و بعد حرکت از وابستگی مذهبی به سکولاریزم(دنیا گرایی) می باشد .
اکرت جف و استیر8 (2009 ) نیز در پژوهشی با عنوان ” رفتار اصولی و اقتصادی، باروری و اشتغال زنان در اسرائیل” نشان می دهد که متغییر های فرهنگی تصمیم های باروری و گرایش به فرزند آوری را تحت تأثیر قرار می دهند . اما متغیر های اقتصادی تصمیم های باروری را تحت تأثیر قرار نمی دهد(عنایت و پرنیان ،1392) .

مبانی نظری
در پژوهش حاضر مفهوم اساسی گرایش به فرزندآوری با تئوریهای مختلف پاردوکسیکالی قابل بررسی می باشد از آنجا که جامعه جهانی در برهه ای دارای تولید مثل زیاد و کاهش مرگ و میر بوده منجر به افزایش جمعیت و به اصطلاح در حال انفجار بوده است بر همین اساس بسیاری از اندیشمندان تئوریهای خود را جهت کنترل جمعیت مطرح کرده اند که می توان بعضا در نقطه مقابل نیز استفاده کرد. بنابراین در اینجا از تئوریهای مختلفی سخن به میان خواهد آمد زیرا تئوری بنیان علمی یک پژوهش را معماری صحیح خواهد کرد .


پاسخ دهید